على محمدى خراسانى
14
شرح رسائل (فارسى)
على المولى اذا عمل به و الحال انه مخالف للواقع . 6 - و گاهى حجّت به معناى مجموعهء صغرا و كبراى منطقى آمده كما هو المعروف عند المناطقة . 7 - و گاهى حجّت به خصوص حد وسط در استدلال گفته مىشود لانّ الاوسط ما به يحتج لثبوت الاكبر للاصغر . 8 - و گاهى حجّت به اصطلاح اصولى است اى كل شىء يثبت متعلقه و لا يبلغ درجة القطع . حال از مجموعهء اين معانى متعدد حجّت به پنج معناى اوّل هم بر قطع اطلاق مىگردد و هم بر امارات ظنيهء معتبره و حجّت به معناى ششم نيز از محلّ بحث خارج است انّما الكلام در معناى هفتم و هشتم است كه مرحوم آية اللّه مظفر در مباحث حجت از اصول فقه حجّت در اصطلاح اصول را به معناى هشتم دانسته و مرحوم شيخ اعظم حجّت در اصطلاح اصولى را به معناى هفتم دانسته و فعلا بحث ما در اصطلاح شيخ است اگرچه به عقيده نويسنده اين دو تعبير تفاوت ماهوى با يكديگر ندارند . در هر حال مرحوم شيخ مىفرمايد : حجّت در اصطلاح اصول عبارتست از حدّ وسطى كه به واسطه او اكبر براى اصغر ثابت مىگردد و به عبارت ديگر حكمى براى موضوعى اثبات مىگردد و همين حدّ وسط واسطه در قطع به نتيجه يعنى ثبوت الحكم للموضوع است و حجّت به اين معنا حقيقتا بر امارات ظنيهء معتبره اطلاق مىگردد يعنى امارات ظنيه واسطه مىشوند براى اثبات احكام براى موضوعاتشان . فى المثل در باب موضوعات مىگوئيم : هذا مظنون الخمرية « چون بينه بر خمريت آن مايع قائم شده و بينه ظنآور است » .